تبليغاتX
4DL - یادداشت شطرنجی یا هبه شاهانه ی لعل بدخشان پیرزن گدا گودوله را

فیل ها رم کرده اند
شنیده شده که در این طرف و آن طرف
دو سه تا پیاده که ملیت اندونزیایی- مالزیایی داشته اند
زیر دست و پای فیل ها له شده اند.
فیل جانوری ست که اگر تحریکش کنید
یا اصولا از شما بترسد
زنده نمی مانید.

من نمی دانم آن هندوهای شعر مولوی
در آن شب تاریک
چه بلایی بر سر حیوان بیچاره آوردند
که همه جایش را دستمالی و انگولک کردند
و حیوان تکان هم نخورد.

رخ های شطرنج همیشه گوشه گیرند.

اسب ها هم که همیشه بله!

شاه ست
و بغل دستیش

وزیر

در یک مدل شطرنج
به جای وزیر ملکه وجو دارد.
حالا.


وزیر تا پایان بازی باید به گا برود
( حذف بشود)

شاه هم...
شاه لعل بدخشان تاجش را بکََند
و برای حق السکوت
به پیرزن گدایی ببخشد
که گاهی توی شعرها
و داستان های ایرانی پیدایش می شود
و دستگاه و سیستم را رسوا می کند.

( مثال : شعر اشک یتیم پروین اعتصامی
که در آن
پیرزن
برای گریه ی یک بچه ی یتیم
آن همه شعار ضد شاهی سر هم می کند

و داستان کوکب خانم
که به توجیه خوش سلیقه بودنش
ارزان ترین غذا ها را جلوی مهمان های سرزده اش می گذارد)

مابقی پیاده ها را هم بعدها مجسمه شان را می سازند

ای بابا قرمساق ها مات!


من که باختم.



+ نوشته شده در یکم شهریور 1386ساعت 20:55 توسط ب.اکستریمنتالیست |