تبليغاتX
4DL - قاف.عق بزن توی شکاف!

عارفی می گشت اندر بادیه

فاسقش بش گفت این کارا چیه؟

 

این بیابان را اگر داخل شدی

همچو مفعولی که خود فاعل شدی

 

گرچه ماران در بیابان سرورند

عقربا و مارمولک ها مهترند

 

کشتی نوحی و حیوان می بری؟

کانگورو را جای کنعان می بری؟

 

آدمیزادی ولی با جنیان

داخلت پیداست لیکن رخ نهان

 

کوچه های تنگ را دالان مشو

جفت خوشحالان و بدحالان مشو

 

ذکر عارف گرچه رمز وحدت است

وحدت بیوقتی عین وحشت است

 

یا مکن با فیل بانان مشورت

یا بنا کن خانه ای فیل توش به رَد

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یازدهم خرداد 1386ساعت 0:49 توسط ب.اکستریمنتالیست |